مزایای خواننده خوب بودن

وقتی از کسی به عنوان «خواننده خوب» یاد می‌کنیم باید این ملاک را در نظر داشته باشیم که اغلب آن را در مورد کمیت خواندن به کار می بریم تا کیفیت آن. شخصی که زیاد می خواند اما خوب نمی خواند بیشتر مستحق ترحّم است تا ستایش؛ در این باب توماس هابز گفته است: «اگر من هم مثل بیشتر مردم کتاب‌های زیادی می خواندم مانند آنها کودن بودم».

بزرگترین نویسندگان همیشه بزرگترین خوانندگان بوده‌اند، اما منظور این نیست که آنها تمام کتابهایی را که در زمان حیاتشان خواندن آنها لازم شمرده می شده، خوانده اند. در خیلی از موارد، آنها از کتابهایی که اکنون در بسیاری دانشکده‌های ما باید خوانده شوند، کمتر خوانده اند. اما آنچه را خوانده‌اند به خوبی خوانده اند؛ چون بر کتاب‌ها مسلط بوده اند؛ همردیف نویسندگانشان قرار گرفته اند. آنها به دلیل داشتن شایستگی، استحقاق صاحب‌نظرشدن را پیداکرده اند. بر طبق روال معمول، دانشجوی خوب اغلب معلّم و خواننده خوب، نویسنده می شود.

اینجا هدف آن نیست که نظر شما را از بحث خواندن به نوشتن سوق دهیم؛ فقط متذکر می شویم که شخص با به کار بردن قواعدی که در مورد خواندن عنوان شد، به کمال مطلوب خوب خواندن میرسد و نه از طریق تلاش در آشناشدن با تعداد زیادی کتاب، آن هم به گونه‌ای سطحی. البته کتاب‌های زیادی هستند که ارزش خوب خوانده شدن را دارند، کتابهای خیلی بیشتری نیز وجود دارد که باید به آنها نظری اجمالی انداخت. برای اینکه به تمام معنی خواننده خوبی شد، شخص باید یاد بگیرد که چگونه از تمام مهارتهایش با بصیرت استفاده کند؛ یعنی روش خواندن هر کتاب باید بر اساس ارزش آن باشد.

صفحات ۲۱۳ و ۲۱۴

«چگونه کتاب بخوانیم»