مینی سفرنامه
مدّتی این مثنوی تأخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد
سفری پیش آمد سفری که همراه با کتاب و بحث کتاب بود .
چند جلد کتاب جدید خریدم .
1- کتاب ملوانکه که از آثار عالی و خواندنی شیرکو بیکس شاعر معاصر کرد است که درون مایه ای کاملا درباره ی زن و موقعیت زن و دیدگاه جامعه و دین درباره ی زن است و مسایل زیادی را به چالش کشیده است .
ههتاو وتی :
رێمکهوته دارستانێکهوه
ههر چی درهختێکی مێ ههبوو پهرژینێ دهوری دابوو
به مۆڵهتی درهخته نێرهکان نهبوایه
بۆم نهبوو بگهمه لایان ! ل.80
ملوانکه یهکی شێت ئهیوت
ئهگهر پیاو سکی له ژن پڕ بوایه
ژمارهی دانیشتوانی ئهم دنیایه
سێ ئهوهندهی ئێستا ئهبوون! ل.104
له وهتهنی نێرینهدا و له ناو ماڵدا
له گسکهوه ههتا مهنجهڵ
ههموو ژنن
قاپ و قاچاخ ، تا ئهگاته
پیاڵه و ژێر پیاڵه و کهوچکیش
ههتا مردن ههموو ژنن.
نێرهکانیش له ناو ماڵدا ههتا مردن
زهنگ و ساعهتی دیوار و
کلیل و قفڵ و قامچی و
قهنهفهن و ه سهرهوه به فهرمانی جواوهندی نێر
جێگه ئهگرن!ل.153
شناسنامه ی کامل کتاب
کتێبی ملوانکه
نووسینی :شێرکۆ بێکهس
چاپخانهی رهنج چاپی یهکهم ساڵی 2007 کوردستان – سلێمانی
2- سینتاکسی رستهی کوردی
نووسینی : د. کوردستان موکریانی
چاپی یهکهم ساڵی 2000 ئاراس – کوردستان – ههولێر
3- شین
کۆوارێکی مانگانهی ئهدهبیاتی نوێخوازییه
ژمارهی 8 کانونی دووهم 2005 ئاراس – کوردستان – ههولێر
طبق عادت سری هم به کتابخانه ی عمومی ش.1 زدم و کتابی به امانت گرفتم با نام شرارت شیطان از نجیب محفوظ که مجموعه داستان و داستانهای جالبی دارد به ویژه ملاقات .
شناسنامه ی کامل کتاب
شرارت شیطان
نجیب محفوظ
مترجم : محمد جواهر کلام انتشارات سکه – چاپ اول 1371
در صفحه ی اول کتاب هم نوشته ی زیر دیده می شد:
اهدایی به کتابخانه ی شهرمان سقز
از طرف
محمد حسن غفاری و خدیجه ملکی
توآنی می شوی که اغلب به آن می اندیشی
بنا به گفته ی مسئول کتابخانه ،آقای محمد حسن غفاری و سرکار خانم خدیجه ملکی چندین جلد کتاب خوب و نفیس برای کتابخانه تهیه کرده اندکه جای بسی امتنان و خوشحالی است و باقیات صالحات که می گویند همین کارهاست . امیدوارم نمونه ی این افراد در جامعه روز به روز بیشتر و بیشتر گردد.
بیهقی می گوید: چنین حال مردان را پیش آید و من می گویم چنین کار را مردان بزرگ و زنان بزرگ انجام می دهند . همان کاری که آقای یحیی صادق وزیری با گنجینه ی گرانسنگ خود نمودند و کتاب ها را به کتابخانه ی دانشگاه کردستان اهدا نمودند و خوش به حال دانشجویان دانشگاه کردستان که چنین گنجینه هایی در اختیار دارند و باشد که در زمان تحصیل بهترین استفاده را ببرند و این افراد و این کارها راسرمشق خود قرار دهند .
ارزش این کارها زمانی بیشتر معلوم می گردد که بخواهیم قیاسی – هرچند مع الفارق - بادیگرافراد و کارهایشان بکنیم که چگونه ثروت خود را و درکجاها صرف می کنند . مگر افرادی چون آقای یحیی صادق وزیری و آقای محمد حسن غفاری و سرکار خانم خدیجه ملکی و آقای امین رفیع و ...نمی توانستند؟ می توانستند اما چرا این راه را برگزیده اند که جای عبرت و درس آموزی است اگر اندکی بیندیشیم .
شێعر لای من