خیّاط کاردان

در شهر کینگ دیناستی چین یک دادرس ایالتی از خیّاطی خواست برایش لباسی رسمی بدوزد.

 خیّاط محترمانه از دادرس ایالتی پرسید:

ببخشید قربان، لطفا به من بگویید که چه جور کارمندی هستید؛ یک کارمند تازه ­کار یا کارمندی که پست جدیدی گرفته و یا کارمندی که مدّت زیادی است خدمت می­کند؟

دادرس با تعجّب پرسید: این موضوع چه ربطی به دوختن لباس نو دارد؟

خیّاط زیرکانه لبخندی زد و گفت:

اختیار دارید قربان خیلی هم مربوط است.

اگر شما تازه استخدام شده ­باشید مطمئناً باید در موقع کار مؤدّبانه سر پا بایستید و تکان نخورید؛ بنابراین به یک لباس رسمی ­ای نیاز دارید که جلو و عقب آن به یک اندازه باشد.

 امّا کسانی که پست جدیدی گرفته ­اند معمولاً دچار غرور زیادی می­شوند و اغلب سر را به عقب خم کرده سینه ­شان را جلو می­دهند بنابراین باید جلوی لباس آنها بلندتر از عقب آن باشد؛

 اما لباس کارمندان ساده که معمولاً مود سرزنش و تحقیر مقامات بالاتر قرار می­گیرند و دست به سینه و سرافکنده جلو دیگر افراد می­ایستند باید عقبش بلندتر از جلوی آن باشد. بنابراین قبول بفرمایید که نوع کارتان به من مربوط می­شود.  ص.68

به نقل از کتاب:

کمی با هم بخندیم( مجموعه حکایتهای طنزآمیز و چیستان از کشورهای آسیا و اقیانوسیه با همکاری مرکز فرهنگی آسیایی یونسکو،

مترجم: جمال الدین اکرامی، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1374.