تصمیم هیئت مدیره ، و کتاب هفته
تصمیم هیئت مدیره ، و کتاب هفته
امروز خبری از کوهنوردی نبود و باید ساعت پنج صبح به ترمینال می رفتم به پیشواز مهمان پیر عزیز و کتابخوانی که از تهران برمیگشت. طبق رسم چنین پیشوازیهایی که نکند مهمان منتظر باشد زودتر سر قرار میرسم و با خود کتاب( کاروانی ژیانم- مستهفا ئیبراهیم زهڵمی) می برم که بخوانم.
هوا سرد امّا بحث و درگیری لفظی و فحاشی دو نفر از رانندگان سواری بسیار گرم. کار به زد و خورد فیزدکی کشیده و دهان و صورت یکدیگر را غرق خون کردن. که اگر مسافری آمد کدامیک حق دارد و نوبتش هست.
هیئت مدیره در جایی دیگر و در فضایی دیگر، حتما در روشنای روز و همراه با پذیرایی و در جای گرم و نرم نشسته اند و تصمصم می گیرند و رانندگان که خط مقدم جبهه هستند اینگونه یکدیگر را نوازش می کنند.
صبحی به این زیبایی، در انتظار طلوع خورشید، برای کسب لقمه ای نان از خانه بیرون آمدن و اینگونه کار کردن.
نمی دانم چه حالی در جاده خواهند داشت.
نمی دانم که چگونه دیگر بار و هر روزه تو روی یکدیگر نگاه می کنند.
نمی دانم هیئت مدیره کجاست؟
نمی دانم .
بالاخره با کمک دیگر رانندگان از هم جدا شدند و حیف که دیگر دیر شده بود.
من فقط توانستم آنکه زبانش کمتر بی ادبانه بود؛ آنکه بیشتر از دماغ و صورتش خون جاری بود؛ چند متری از آنکه بیشتر بی ادبانه حرف می زد دور کنم.
سپاس که بیشتر خویشتنداری کرد اما چه کار می شود که حریف اصلا اهل خویشتنداری نبود.
و من الان در فکر آن هیئت مدیره ام که حق الزحمه شرکت در جلسات و تصویب چنان مصوبه ای را با چه افتخاری از خودپرداز برداشت می کند که احیانا با آن غذایی بخرد تا سفره ی خود و خانواده اش اندکی رنگینتر بنماید.
داخل ماشین برمیگردم و تا آمدن مسافر حدود یکساعتی برای مطالعه فرصت دارم.
(( یهکهم وتارم له ئیزگهی کوردی—
ڕۆژی یهکهمی شۆڕش من وتاری خوم لێکدانهوهی ئهم ئایهته بوو:
وتارێکی دوور و درێژم نووسیبوو چهند جارێک له ئێزگهدا بڵاوکرایهوه.
له پاش ههفتهیهک ئاغایهکی پشدهری( نهم ئهناسی) هات بۆ ئیزگه، وتی: تۆ فڵان کهسی؟ وتم: بهڵێ، وتی: من هاتووم بۆ لای تۆ پرسیارێکت لێدهکهم. وتم: فهرموو، وتی: پێش 14 ی تهمووز کاتێک مهلیک مابوو ئهم ئایهته ههبوو له قورئاندا یان نهبوو؟
منیش زانیم مهبهستی ئهوه بوو بڵێت: ئهگهر پیاوێکی ئازا بوویتایه و قسهکهشت ڕاست بووایه، ئهم ئایهته به سهر مهلیک فهیسهڵی دووهمدا ئهچهسپێت، ئهبوایه له کاتی دهسهڵاتیدا بتوتایه.
منیش وتم ههزار ڕهحمهت له باوک و دایکت، منیش بۆ خۆم شهرمهزارم، ڕۆژێکی بهسهردا نهچوو پهشیمان بوومهوه، پێشینیان ڕاستیان وتووه: ( له ههر خهسارێک، عهقڵێک)، ئیمامی شافیعی فهرموویهتی: ( کلما ادبنی دهرا أرانی نقص عقلی)، واته ههر جارێ زهمانه فێری ئهدهب و ژیریی ئهکردم، ناتهواوی عهقڵی پیشان ئهدام. (کلما ازددت علما زادنی علما بجهلی)، واته: ههتا زانستم زیادی بکردایه، زیاتر دهمزانی چهند نهزانم.
( کاروانی ژیانم- مستهفا ئیبراهیم زهڵمی، ههولێر، التفسیر، چاپی دووههم، 2016، لاپهڕهکانی 519-520)

شێعر لای من