پی نوشت 18
پی نوشت 18
به رسم معمول همایش ها که به محض ورود به همایش پوشه ی رنگی و خودکاری و چند برگ کاغذ برای یادداشت زیر بغلت می زنند که نشان از شرکت شما در چنین برنامه هایی است به ما هم در اوّلین همایش ملّی خواندن در دانشگاه کردستان همه ی این اسباب جاه و جلال را بخشیدند به اضافه ی کتابی با عنوان مطالعات خواندن. مجموعه مقالاتی همه در حوزه ی خواندن به کوشش داریوش مطلبی.
یکی از مقالات کتاب با عنوان ( خواندن، تکنولوژی فرهنگی بدن از آقای مهدی شقاقی) که در صفحات 101 تا 112 آمده جالب و خواندنی است امّا از اصل مقاله جالب تر برای من پی نوشت شماره 18 مقاله بود که با دقّت در آن می توان بسیاری از پدیده ها را تحلیل کرد.
پی نوشت 18
یکی از بصیرت هایی که ازآثار انتقادی مارکس می توان گرفت، بدن به مثابه ی ابژه ی کار است. طبق این دیدگاه کار کردن تا قبل از دوره ی روشنگری و ظهور سرمایه داری جدید، ارزش شمرده نمی شد. کارکردن تا زمانی ارزش داشت که حوایج اوّلیّه ی افراد و زندگی شرافتمند و فضیلتمند وی را تامین کند. شرافت مرد آتنی در گرو آن بود که آزادانه بخورد، بپوشد و در میدان شهر سخنوری کند و عمل سیاسی انجام دهد. لذا برای مثال فربه بودن ضد ارزش نبود بلکه نشان از بهرهمندی از حوایج زندگی و آبرومندی فرد داشت. اما در دورهی صنعتی شدن غرب و با استعانت اخلاق ریاضت طلب پروتستانی کارکردن به ماهو کارکردن تبدیل به ارزش طبقه ی بورژا شد و میدان صنعت، با تنظیم و قاعدهمند کردن رفتار کارگران آنها را تبدیل به ابژه ی کار نمود. اما صنعتی شدن دارای یک ویژگی خاص بود و آن عبارت بود از بیگانگی از کار. افراد دیگر تولیدکننده ی یک محصول خاص( مثلا تولیدکننده ی کفش یا تولیدکننده ی لباس از اوّل تا آخر فرایند کار) نبودند بلکه در بخش خاصی از فرایند کار که به شدت ایزوله و تخصّصزدایی شده بود مشغول کار بودند. با تبدیل کردن فرایند تولید به یک فرایند بروکراتیک فازبندی شده از افراد تخصّصزدایی می شود و آنها تبدیل به بدنهای تعویض پذیر(( diasposable bodies) میگردند. فرایند تولید طوری کاها را به بخشهای ریز تبدیل میکند که انجام دادن کارهای هر بخش به حدقل مهارت نیاز داشته باشد که به سهولت قابل یادگیری است. حتی می توان اسطوره ی بدن لاغر به عنوان بدن ایدهآل را با تکنولوژی های تولید مارکس و با کمک نظریه ی اخلاق پروتستانی ماکس وبر توضیح داد. در نظام صنعتی که طی آن کارکردن تبدیل به ارزش می شود و بدن ها تبدیل به ابژه های کار می شوند بدن های چاق فاقد وجهه ی اجتماعی لازم بوده و بازنمودکننده ی تنبلی، کسالت، ناورزیدگی و کارنکردگی هستند. جایی که ریاضتکشیِ پروتستانی تبدیل به ارزش دوره ی روشنگری می شود، حکاکی لاغربودگی حکاکی موجّهی روی بدن است.( صص.110- 111
به نقل از کتاب:
مطالعات خواندن
به کوشش داریوش مطلبی
تهران، خانه ی کتاب، تابستان1394
شێعر لای من