تماشايي در تماشاگه راز
همايش دانش آموزي
تماشاگه راز
( در حضور حضرت حافظ)
امروز مديريت دبيرستان سميّه همايشي براي شناخت بيشتر حافظ برگزار نمود.
مجري برنامه خانم سجّادي هربار با قرائت غزلي از حافظ سخنرانان– چندنفر ازدانش آموزان و دبيران -را براي ارائه ي مطلبشان به روي سن دعوت مي نمودند. بنده هم جزوه ي زير را آماده كرده بودم كه جلسه رابه صورت كارگاهي اداره كنم. امابه دليل تاخيردر برگزاري ، آماده نشدن سيستم و متعلّقات و .... عوامل ديگر جلسه آنگونه كه مي خواستيم برگزار نشد اما براي دانش آموزان و در حد خودشان آنگاه كه با دوره ي دانش آموزي خودمان مقايسه مي كنم نه تنها خوب بود بلكه نكات جديد آموزشي هم –حداقل براي خودم – در بر داشت و اميدوارم براي حاضران هم اينگونه باشد.
هو خيرالحافظين
مردي براي تمام فصول
(در حضور حضرت حافظ)
پيشكش به پيشگاه استاد دكتر محمود عابدي
و به ياد بيان ايهام مند حافظ وششان
كه هميشه مي فرمودند
((زندگي مجموعه ي يادهاست.))
يادشان به خير باد و هر كجا هستند خدا به سلامت داردشان .
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه ي شهرآشوبی
جامهای بود که بر قامت او دوخته بود
گر چه میگفت که زارت بکشم میدیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود میدانست
و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود
شاه بيت هايي از ديوان خواجه
1- به بوي نافه اي كاخر صبا زان طرّه بگشايد
ز تاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها
2- به بال و پر مرو از ره كه تير پرتابي
هوا گرفت زماني ولي به خاك نشست
3- تا چه بازي رخ نمايد بيدقي خواهيم راند
عرصه ي شطرنج رندان را مجال شاه نيست
4- تو گر خواهي كه جاويدان جهان يكسر بيارايي
صبا را گو كه بردارد زماني برقع ازرويت
5- خدا را محتسب ما را به فرياد دف و ني بخش
كه ساز شرع از اين افسانه بي قانون نخواهد شد
6- شبان وادي ايمن گهي رسد به مراد
كه چند سال به جان خدمت شعيب كند
7- گفتم كه خواجه كي به سرحجله مي رود
گفت آن زمان كه مشتري و مه قران كنند
8- شرمش از چشم مي پرستان باد
نرگس مست اگر برويد باز
9- گريه ي حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
كاندرين توفان نمايد هفت دريا شبنمي
10- شيرين تر از آني به شكر خنده كه گويم
اي خسرو خوبان كه تو شيرين زماني
11- به روز واقعه تابوت ما ز سرو كنيد
كه ميرويم به داغ بلندبالايي
12-به مژگان سيه كردي هزاران رخنه در دينم
بيا كز چشم بيمارت هزاران درد برچينم
منابعي براي شناخت بيشتر حافظ
1-حافظ نامه ،بهاء الدين خرّمشاهي
2-حافظ شيرين سخن ، دكترمحمّد معين
3-از كوچه ي رندان ، دكتر عبدالحسين زرين كوب
4- ذهن و زبان حافظ ،بهاء الدين خرّمشاهي
5-حافظ و موسيقي ، حسينعلي ملّاح
6-كلك خيال انگيز،پروين آهور
7-تماشاگه راز، مرتضي مطهّري
8-فرهنگ اشعار حافط ، احمد علي رجائي
9-گلگشت در شعر حافظ ، محمّد امين رياحي
10-مقالاتي درباره ي زندگي و شعر حافظ ، به كوشش منصور رستگار
11-در كوي دوست ، صادق مسكوب
12-مكتب حافظ، منوچهر مرتضوي
خوش به جاي خويشتن بود اين نشست خسروي
تا نشيند هر كسي اكنون به جاي خويشتن
بهشی کوردی
مرۆڤێک بۆ ههموو وهرزهکان
|
دهخیلت بم وهره ساقی ادرکاسا و ناولها خهم و خوسهی دڵم کهم بوو ، ولی افتاد مشکلها حاجی قادر کۆیی 2 ئهگهر ئوممێدی دڵ بێنێته جێ ماهی جیهان ئارا به خال هندويش بخشم سمرقند وبخارا را سالم 3 ئهگهر شهو بێته سهر جێگهم کهوا تاقهی کراسی خارا به خال هندويش بخشم سمرقند وبخارا را قانع 4 وهسییهت بێ که مردم تهخت و تابووتم له عهرعهر کهن ههتا عالهم بزانێ من شههیدی قامهتی یارم وهفایی 5 به برژانگی رهشت کردووته کون کون سهنگهری دینم وهره ئهی چاوی بیمارت دهوای دهردو نهخۆشینم حهقیقی ئاوی ژین ئهرێ ئهی تووتییی دهنگبێژی ئهسرار،
به ڕهنگێ شۆخی ساقی مهی دهگێڕێ
به مهستووران مهڵێ ئهسراری مهستی
حیسامی |
بۆ وهرگرتنی دهقی تهواوی شێعرهکان دهتوانن سهردانی ئهم ماڵپهڕانه بکهن:
1-www.rira.ir
2-www.gzing.org
3-www.sharistan.org
شێعر لای من