آنها که دوست دارند

آنها که دوست دارند همیشه درد کشیده اند.

آنها که دوست دارند همیشه در جدال با خویش وفرومایگان بوده اند.

آنها که دوست دارند همیشه چوب خورده اند.

آنها که دوست دارند همیشه با صراحت و صداقت وزیسته اند و مظلومانه به مسلخ رفته اند.

آنها که دوست دارند همیشه با گرگ به نبرد برخاسته اند و جنگیده اند و بی امان هم جنگیده اند که خاک عشق وصراحت شمشیرشان ،مزارع خونین گرگهای دیگر را از همان آب و خاک و از همان تبار و درهمان خاک آبیاری کرده است.

آنکه دوست دارد در اندیشه ی برد  و باخت نیست. که همه ی وجودش التهاب و رهایی است و هه ی درونش میل به آزادی و رسیدن به پنجره ای باز تا شوقش را و عشقش را از کمند هوای مسموم وارهاند.

از کتاب آنها که دوست دارند

هوارد فاست