رهاورد کلاس مثنوی خوانی 6
قول و فعل بی تناقض بایدت
مولانا در شروع دفتر پنجم بعد از سرآغاز و تفسیر حدیثی از پیامبر و بیان داستان کافری که با دیدن بزرگواری پیامبر ایمان می آورد بحث مفصلی را درباره ی قول و فعل آورده است .
عنوان مطلب در مثنوی مولانا بدین گونه است :
بیان آنکه نماز و روزه و همه ی چیزهای برونی گواهی هاست بر نور اندرونی
1- این نماز و روزه و حج و جهاد
هم گواهی دادنست از اعتقاد
2- این زکات و هدیه و ترک حسد
هم گواهی دادنست از سر خود
3- خوان و مهمانی پی اظهار راست
کای مهان ما با شما گشتیم راست
یعنی هنگامی که کسی مهمانی می دهد و سفره آرایی می کند به این معنی است که ای مهمانان بزرگوار، ما با شما همرنگ و همدل هستیم.
4- هدیهها و ارمغان و پیشکش
شد گواه آنک هستم با تو خوش
دادن هدیه و پیشکشی به این معنی است که روابط ما با هم حسنه است.
5- هر کسی کوشد به مالی یا فسون
چیست دارم گوهری در اندرون
هر کسی با بخشش مال خود – چه صادقانه و چه از سر ریا – می خواهد بگوید که من گوهری در درون دارم.
6- گوهری دارم ز تقوی یا سخا
این زکات و روزه در هر دو گوا
دادن زکات و روزه هم نشان دهنده ی آن است که گوهر ایمان در دل زکات دهنده و روزه دار وجود دارد.
7- روزه گوید کرد تقوی از حلال
در حرامش دان که نبود اتصال
روزه هم با زبان حال می گوید: وقتی که این شخص از رزق حلال هم امساک می کند قطعا از حرام به دور است و با آن رابطه ای ندارد.
8- وان زکاتش گفت کو از مال خویش
میدهد پس چون بدزدد ز اهل کیش
زکات هم می گوید آدمی که از مال خود می بخشد غیرممکن است که از مال همکیشانش دزدی کند.
9- گر بطرّاری کند پس دو گواه
جرح شد در محکمهی عدل اله
اگر کسی این عبادات را از روی ریا و ظاهرسازی انجام دهد هر دو شاهدش( قول و فعل) در دادگاه عدل الهی مردود می شوند .
10- هست صیاد ار کند دانه نثار
نه ز رحم و جود بل بهر شکار
همچون صیادی که اگر دانه ها بر زمین می ریزد از سر بخشش و رحم نیست بلکه می خواهد با آن پرنده ای را شکار کند.
11- هست گربهی روزهدار اندر صیام
خفته کرده خویش بهر صید خام
انسان ریاکار ی که روزه می گیرد مانند گربه ای که خود را به خواب می زند تا انسان های خام را صید کند و آنها را فریب می دهد.
12- کرده بدظن زین کژی صد قوم را
کرده بدنام اهل جود و صوم را
ریاکاران مردم را به نسبت به عبادت کنندگان راستین بدبین می کند و روزه داران و بخشندگان حقیقی را بدنام می کند.
13- فضل حق با این که او کژ میتند
عاقبت زین جمله پاکش میکند
اما بخشندگی و فضل خدا با علم به انحراف و کج رفتاری انسان ریاکار ، باز هم او را از این انحراف و ناپاکی پاک می کند.
14- سبق برده رحمتش وان غدر را
داده نوری که نباشد بدر را
رحمت الهی بر غضب خدا پیشی می گیرد به همین دلیل به ریای شخص ریاکار چنان نوری از ایمان می دهد که حتی ماه شب چهارده هم آنگونه نورانی نیست.
15- کوششش را شسته حق زین اختلاط
غسل داده رحمت او را زین خباط
خداوند سعی و تلاش ریاکارانه ی چنین شخصی را از آلودگی ها پاک می کند و رحمت الهی او را از این پریشانی می شوید.
16- تا که غفّاری او ظاهر شود
مغفری کلیش را غافر شود
برای اینکه غفاریت خدا آشکار شود و کلاه غفران الهی عیب اورا ( کچلی اوست) بپوشاند.
17- آب بهر این ببارید از سماک
تا پلیدان را کند از خبث پاک
و آب باران به این دلیل از آسمان می بارد تا پلیدان را از پلیدی پاک کند.
مولوی از این به بعد درباره ی آبی سخن می گوید که هه ی پلیدی ها را از بین می برد و زمانی که خاصیت اصلی اش را از دست می دهد از خدا استعانت می طلبد که
18- ناله از باطن برآرد کای خدا
آنچ دادی دادم و ماندم گدا
19- ریختم سرمایه بر پاک و پلید
ای شه سرمایهده هل من مزید
آب می گوید ای خدایی که سرمایه دهنده ی پاکی ها هستی پاکی بیشتری به من بده.
20- ابر را گوید ببر جای خوشش
هم تو خورشیدا به بالا بر کشش
21- راههای مختلف میراندش
تا رساند سوی بحر بیحدش خود
22- غرض زین آب جان اولیاست
کو غسول تیرگیهای شماست
آب در اینجا روح اولیاست که آلودگی روح انسان ها را برطرف می کند.
23- چون شود تیره ز غدر اهل فرش
باز گردد سوی پاکی بخش عرش
روح ولیّ خدا هم به خاطر برخورد با مکر و فریب اهل زمین دچار کدورت و گرفتگی می شود به سوی بارگاه الهی برمی گردد تا خدا او را دوباره پاک گرداند به همین دلیل خداوند قدوس است.
24- حفظ لفظ اندر گواه قولی است
حفظ عهد اندر گواه فعلی است
در صورتی گواه قولی صادق است که زبان از دروغ و کذب به دور باشدو در صورتی گواه عملی صحیح و صادق است که انسان در پیمان هایش با خدا و خلق خدا وفادار باشد.
25- گر گواه قول کژ گوید ، ردست
گر گواه فعل کژ پوید ، ردست
اگر گواه قولی آدمی ، کج و نادرست باشد ، آن قول و گواه مردود است و اگر گواه عملی راه کج طی کند ، آن نیز مردود است .
26- قول و فعل بی تناقض بایدت
تا قبول اندر زمان پیش آیدت
شاه بیت این مطلب و لبّ کلام مولانا همین است : چنانچه قول و فعلت بدون تناقض باشد بی درنگ مقبول درگاه حق قرار می گیری.
معنی واژه ها : مهان : بزرگان // طرّاری : دزدی در اینجا به معنی ریاکاری// خباط: پریشان مغزی // مغفر: کلاهخود //کلیش: کلی او // کچلی او
منابع : 1- مثنوی معنوی // دفتر پنجم گزیده ای از ابیات 183 تا 255
2- شرح کریم زمانی جلد پنجم
شێعر لای من