سه یادداشت از کتاب «خاطرات مهاجرت»:

یادداشت اوّل: منظریّه:

روز 4 محرّم به منظریه آمدیم. دراینجا آقایان میرزا سلیمان‌خان( میکده) و سلیمان میرزا( اسکندری) رسیدند. پنج نفر ژاندارم دولت را همراه داشتند. از قرار اظهار خودشان حرکت آنها به تصویب و استظهار شاه و مستوفی‌الممالک رئیس‌الوزرا بوده و محرمانه هم اجازۀ دولت را برای شروع پاره‌ای اقدامات انقلابی و عملیات مخالف صوری با حکومت تهران به دست آوردند و نیز اظهار داشتند احتمال دارد شاه هم عنقریب از تهران به طرف جنوب و از جلوی قشون متجاوز روس حرکت نماید. ص. 22

یادداشت دوم: نامۀ خصوصی اوکانر

امروز در روزنامۀ لوکال آن مایگر ترجمۀ نامۀ خصوصی را که سِر والتر تاونلی وزیر مختار سابق انگلیس در شیراز نوشته و در آن شکایت از رفتار روس‌ها در ایران می‌کند و به دست ملّیون در شیراز افتاده، منتشر کرده(است) و می‌نویسد از همان اوّل می‌دانست مدّت اقامت او در ایران طولانی نخواهدبود. زیرا روس‌ها اشتهایی برای بلعیدن ایران صاف(کرده‌اند) و مایل نیستند کسی را که جلوگیری از آنها می‌کند و نمی‌گذارد نقشۀ آنها به موقع اجرا گذاشته شود در ایران بماند. لذا به اسم مرخصی نطلبیده می‌رود ولی می‌داند که مراجعت نخواهد کرد. سر والتر تاونلی امروز وزیر مختار انگلیس در هلند می‌باشد. ص. 246

یادداشت سوم: قاضی کردستان

ساعت چهار بعدازظهر با آقای نوری به منزل قاضی رفته چای و شام را در آنجا صرف کردیم. آقای قاضی از اهالی کردستان است و پنچ شش سال قبل با معلّم معروف آلمانی پروفسور مان به اینجا آمده و در اینجا متأهّل شده است. نایب افتخاری سفارت ایران هم هست. خانمی دارد آلمانی اگرچه وجیه و جوان نیست ولی نقّاش خوبی است و گویا ثروتی هم از خودش دارد. آپارتمان خوبی دارد و وضعشان از همه جهت به نظر راحت می‌آید. از قرار معلوم آقای نوّاب چندان از رفتار قاضی خوشنود نیست و بدین جهت هم هست که قاضی اصولاً به سفارت نمی‌رود. فقط اسم نیابت افتخاری روی او است.

ص. 230

به نقل از کتاب خاطرات مهاجرت، عبدالحسین شیبانی وحیدالملک، به کوشش ایرج افشار- کاوه بیات،تهران: شیرازه کتاب ما، 1396.