چه‌ن به‌ڵگه‌یه‌ک بۆ تێنه‌گه‌یشتن

چه‌ن به‌ڵگه‌یه‌ک بۆ تێنه‌گه‌یشتن

به‌رکوڵێ له‌ چێشتی مجێوری مامۆستا هه‌ژار( به‌شی 2)

دانیشتم عەریزەیەکی زۆر بە ئاب و تابم بۆ لێژنەی مەرکەزی لە کرملین نووسی، بە هەزار و یەک دەلیل ئیسباتم کردبوو کە ئەگەڕ ڕادیۆ مۆسکۆ بەرنامەی کوردی هەبێ چەند باشە و چەند بە قازانجی شوڕەوی تەواو دەبێ.

ادامه نوشته

بە سووتان چوونی کتێبەکانم

بە سووتان چوونی کتێبەکانم

به‌رکوڵێ له‌ چێشتی مجێوری مامۆستا هه‌ژار

ئێوارە چوومە ئێزگەی قەتار؛ «کوتک لە سەر ڕمبان بوو»! خێزانی ماڵی شا لە کوێستانی سوارەتووکەوە دەچوونەوە؛ نیوەی پتر واگۆنەکانیان بۆ تەرخان کرابوو. فیلم دەویست جێگەی بەرکەوێ. تووشی کۆنە ئەفسەرێکی عێراقی بووم بە ناوی «عەبدوڕەزاق عەبایچی» کە لە بەحنەس ببووینە ئاشتا و لە بەر نەخۆشی سیل بازنشست کرابو. ئەویش وەک من سەرگەردانی جێگا بوو.

 

ادامه نوشته

آخییش دلم خنک شد.

دوشنبه

نوزدهم اسفندماه 1398

آخییش دلم خنک شد.

در داستان حسنک وزیر، وقتی که حسنک به زندان می افتد بوسهل زوزنی به شیوه های مختلف او را شکنجه می دهد و بیهقی می گوید در باب حسنک تشفی ها رفت. استاد مرحوم دکتر عباس ماهیار- استاد ادبیات فارسی- می فرمودند وقتی کسی کینه ای، نارحتی و...از کسی دارد زمانی که می تواند انتقام بگیرد و بگوید آخییش دلم خنک شد دقیقا معادل تَشَفّی است. یعنی شفا یافتن.

اما تشفی من:

ادامه نوشته

در ضرورت ابرمرد یا انسان//

در ضرورت ابرمرد یا انسان//

فاوست روح زمین را احضار می کند و زمانی که روح نمایان می شود، فاوست بر خویشاوندی خود با او اصرار می ورزد؛ ولی روح به او و جاه طلبیهای کیهانی اش می خندد و به او می گوید بهتر است روحی مناسب قد و شأن واقعی خویش بیابد. روح زمین پیش از آنکه از خیال فاوست محو شود، لقبی تمسخرآمیر نثار او می کند که در فرهنگ سده های بعد به شدت طنین افکن خواهدشد:   Ubermensch اَبَرمرد. در باب استحاله های این نماد کتابها می توان نوشت؛ ولی در اینجا نکته اصلی همان زمینه متافیزیکی و اخلاقی است که این نماد نخست از دل آنها برمیخیزد. اما هدف گوته از مطرح ساختن Ubermensch صرفا بیان تلاشهای غول آسای انسان مدرن نیست، بلکه او بیشتر خواهان اشاره به این حقیقت است که بخش اعظم این تلاشها نابجاست. فاوست که فی الوقع به روح زمین می گوید، چرا به جای این کارها، تلاش نمی کنی به یک Mensch یک انسان اصیل- بدل شوی. صص. 58-59

از کتاب: تجربه مدرنیته: هر آنچه سخت و استوار است دود می شود و به هوا می رود، مارشال برمن، ترجمه مراد فرهادپور، تهران، طرح نقد، چاپ دوم، 1397 .

ادامه نوشته

موسیقیدانان امروز

دو خصلت هست که هر استاد باید در روح شاگردش بدمد و اعتلا دهد، زیرا بدون این دو علم بی فایده است:

یکی عشق ایثارگرانه،

دیگری شوق به کار نیک.                  

ونسان دندی   ص. 134

ادامه نوشته

اندر احوالات دهخدا

اندر احوالات دهخدا
(( در خوش طبعی فراخ مزاح نبود. طعنه هایش لطیف و کوتاه و طنزآلود بود، چنانکه من باب مثال نقل کرده اند که چون انتخاب نام خانوادگی معمول شد، یکی ادعا کرد که نخستین کس است که نام خانوادگی مختوم به زاده را برگزیده است( مثلا حسین زاده یا آخوندزاده یا تقی زاده) و دهخدا که این سخن شنیده بود گفته بود که ادعایش درست نیست، در قدیم نیز بوده است.
و چون پرسیده بودند: چه بوده است؟
با ظرافت گفته بود: حلال زاده، حرام زاده. 

ص. 109 کتاب یاد آر ز شمع مرده یادآر، به اهتمام سحر مازیار، تهران، سخن، 1390

گلچین باب هفتم بوستان

گلچین باب هفتم بوستان

گلچین باب هفتم بوستان

گلچین باب هفتم بوستان