رابطه زبان و فکر
رابطه زبان و فکر
زبان به حرکات و نوع زندگی و زیباشناسی آدمی سمت و سو میدهد. نمیتوان با یک زبان شلخته، آدم شلختهای نبود. بازیگری اصلاً یک زبان است. زبانی که وسیله انتقال مفاهیم آن حرکت بدن و صدای بازیگر است. بازیگر اگر زبانش آلوده و جعلی باشد چطور امکان دارد که بدن و صدایش آلوده نباشند. یک جاهل اگر حرکاتی شلخته و بیحیا دارد، بی تردید به علّت زبان شلخته و بیحیای او است، زبانی که شلختگی و بیحیایی ذهن او را سامان میدهد و منتقل میکند. کسانی که دو کلمه فارسی حرف میزنند و سه کلمه از یک زبان دیگر، بی تردید حرکاتشان، لباس پوشیدنشان و همه زندگیشان پر از همین التقاط است. زبان رسانه ای ما هم آنقدر جعلی است که شهره شهر است.
ما با زبان فکر میکنیم. با زبان حضورمان را و خواستهامان را توضیح میدهیم و با زبان زندگی میکنیم. در نتیجه زبان است که زندگی ما را رنگ میزند و توضیح میدهد چطور میتوانیم با یک زبان جعلی فکر کنیم اما زندگی مان اصیل باشد و یک بازیگر چطور میتواند با یک زبان جعلی زندگی کند، اما حرکات و بیانش اصیل باشد. صص 220-219( بخش مقالات برگزیده، به قلم رضا کیانیان)
به نقل از کتاب: غریبۀ بزرگ( زندگی و آثار بهرام بیضایی)، محمّد عبدی، تهران: ثابث، 1383
شێعر لای من