چگونه می توان دانست با یک کار مهربانانه چه بذری برای همیشه در روح کسی افشانده می‌شود...و این تماس یک شخصیت با شخصیت دیگر در آینده هر یک از آنان چه اهمیتی پیدا می‌کند؟...وقتی که با کارهای خوبت، هر شکلی که داشته باشد، بذری می افشانی و "خیراتت" را میدهی، بخشی از شخصیتت را می دهی و بخشی از شخصیت کسی دیگر را میگیری؛ بدین ترتیب متقابلاً یکی می شوید همه بذرهایی که افشانده ای...و شاید اکنون فراموش کرده‌ای، که ریشه خواهددواند و رشد خواهند کرد؛ کسی که این بذر را از تو گرفته است، خود بذری در دل دیگری خواهد افشاند و چگونه می توان دانست آدم چه سهمی در شکل دادن به سرنوشت بشری دارد؟
از کتاب ابله و اهریمنان، داستایوفسکی، درج در کتاب "فلسفه داستایوفسکی " سوزان لی اندرسون ترجمه خشایار دیهیمی، تهران: نشر فرهنگ نو، چاپ چهارم، ١٤٠١. صص.٩٨-٩٩