هرم قدرت
بخشی از پیشگفتار کتاب:
دیکتاتورهای این کتاب از تسلای ثروت محرومند، و اگر به راحتی زندگی میکنند، از فقدان مصونیت رنج میبرند. از دو آدمخوارِ بریدههای روزنامه، بوکاسا که دچار جنون خودبزرگبینی بود، در فقر درگذشت. عیدی امین از سلامت کامل برخوردار است، ولی تنها چیزی که او را به زندگی لوکس نزدیک میکند، ثبت نام در ورزشگاه هتل جده است. ژان کلود دوالیه تا مدتی چنان بیپول بود که حتی از عهده پرداخت صورتحسابهای جاری برنمیآمد . بسیاری مانند نکسیج خوجه مدتی را در زندان بهسر برده و حالا زندگی بسیار فقیرانهای دارند. دیگران که از دچار شدن به همین سرنوشت واهمه دارند، ژنرال وج سییج یاروزلسکی، منگیستوهایل مریم و میرا میلوسویک هستند (که شوهر و همدستش اسلوبودان میلوسویک هماکنون در زندان است). گاه وقتی میشنوند که کشورهایی که بهناچار از آنها گریخته بودند، حالا در وضع بدتری از گذشته قرار دارند، تسلی مییابند.
ظاهرا دیکتاتورهای سقوط کرده نه عامل همه مصیبتهایی که بر سر کشورشان آمده، بلکه مسؤول چند آسیب هستند. و به نظر خودشان گاه از این مسؤولیت نیز مبرا میباشند.
وج سییج یاروزلسکی تردیدی ندارد که لهستان به او مدیون است. به این دلیل که در دسامبر ۱۹۸۱ با برقراری حکومت نظامی، کشور را از دخالت نظامی شوروی مصون نگاهداشته بودند. آکن کرنز، آخرین رئیس حکومت آلمان شرقی، مردی که پیش از اینکه جهانش – سیستم حکومت، دیوار برلین و سپس خود کمونیسم – فرو بریزد جانشین اریک هانکر بود، از آنهایی است که ترجیح میدهد ساکت بماند. کرنز که به اتهام دستور تیراندازی به پناهندگانی که میخواستند به برلین غربی بگریزند، به شش سال و نیم زندان محکوم شده است، در پایان محکومیتش هنوز آنقدر جوان خواهد بود که به زندگیش سر و سامانی بدهد. او نیز مانند یاروزلسکی از بیعدالتی رنج میبرد. به من گفت ((میگویند من قاتل هستم. اما من یک سیاستمدار بودم، ایدههای خودم را داشتم. من سوسیالیسم را باور داشتم. اما اگر من گناهکار باشم، یک نسل نیز چنین است. هرکس در مقام من بود همین کار را میکرد.))
این شیوه اندیشه به سایر خودکامگان سابق نیز نیرو میبخشد. من نمیدانم درست است یا نه. حتی این را نمیدانم که میتوانیم آنها را ببخشیم یا نه. ما تنها میتوانیم احوالات آنها را مطالعه کنیم و شاید چنین کاری به ما یاری دهد تا به درک ژرفتری از خودمان برسیم.
صص. 12-13
گفتگو با شیاطین؛ دیدار با هفت دیکتاتور، ریکاردو اریزیو، ترجمه خجسته کیهان. تهران: قطره، 1383.
شێعر لای من