مثنوي ملانا
شعری از ابوالفضل زرويي نصرآباد
به تقلید از مولانا و به نقل از سایت سخن
مثنوي ملانا
حكايت أن مرد كي تأسّي از دولت كرد
گوش بگشا اي حسام الدّين حسن!
تا بگويم قصّهْ آن پيرزن
بگذراز آن پيرزن تا زين سبق
قصّه اي ديگر بيارم بر ورق
تا نپنداري كه خالي بسته ام
باز يك مضمون عالي بسته ام
بود دكانداري اندر شهر« ري »
كسب وكاري مي نمود آن نيك پي
كاسبي مي كرد از راه حلال
خود نديد او جز زيان و جز ملال
ديد با اين زحمت و اين درد سر
كاسبي چيزي ندارد جز ضرر
دلخور از برنامه ْ بازار شد
كارو بار او به كلي زار شد
چون«گران كردن» ز دولت ديده بود
وان حكايت ها دگر نشنيده بود،
جنس هاي خويش را اندر نهان
كرد با تقليد از دولت، «گران»
شب مصمّم تا كه در اين راه شد
صبح فردا، محتسب آگاه شد
دستبندش زد كه :« نفرين بر تو باد
اين چه جرم است و چه ظلم است و فساد
باعث اين كفرورزي كيست، كيست ؟
هين بگو تا اين گراني چيست، چيست؟»
خواست تا لب وا كند آن بينوا
گفت:« خاموش اي پليد بي حيا!
تا مصمّم گشتي اندر راه كج
اقتصاد ملك را كردي فلج
باعث اين نابساماني تويي
بد تويي، قاتل تويي، جاني تويي
هست عمري زير چنگال توييم
سيزده سال است ، دنبال توييم»
مردو زن گشتند گرد آن دو جمع
همچنان پروانه، گرداگرد شمع
كوس رسوايي در آفاقش زدند
خفت و تا مي خورد، شلاّقش زدند
شرح آن شلاّق وآن خوف و خطر
« اين زمان بگذار تا وقتي دگر»
زان عتابش عقده اي در سينه شد
لنگ لنگان بر در كابينه شد
گفت يك سر با وزيران ودود
آنچه در آن روز با او رفته بود
كاي شما اندر گراني اوستاد
« مرمرا تقليدتان بر باد داد!»
از شما تقليد كردم، يك نفس
زان سبب افتاد كارم با عسس
رونق كار شما در چيست، چيست ؟
اين گراني هاي اصلي، كار كيست ؟
گفت يك تن زان ميانه، كاي عمو
هست رمز كار دولت در كدو
«خلق را تقليدشان بر باد داد
اي دو صد لعنت بر اين تقليد باد»
آن كه عاقل بود، فهميد اين كلام
بيش از اين عرضي ندارم، والسّلام
شێعر لای من