یادی از «آشوب یادها»-2-
یادی از «آشوب یادها»-2-
مرحوم حاجی
رفتوآمد ماشینهای گوناگون و رنگارنگ در خیابانهای آتن زیاد است، امّا از دو چیز معتاد اثری ندیدم یکی بندآمدن خیابانها و بوقهای ممتد مردم عصبی دیگری دود نشأهبخش گازوئیل لابدبینواها چاه نفت ندارند و شرکت ملّی نفت هم. و به حکم ناداری و ناچاری به جای گازوئیل بنزین مصرف میکنند و لابد پلیس سختگیر و بیرحم این دیار از حرکت اتومبیلهای فرسودهای که با هر نیش گاز ستونی از دود نثار ریۀ رهگذران میکنند به شدّت جلوگیری کرده است و بدیهی است که این مایه شدّت عمل با طبع سلیم ناسازگار است و مخصوص مردمی است که از برکت انفاس قدسی صدرنشینان والاقدری چون مرحوم حاجی میرزا آغاسی بینصیب افتادهاند و با رمز تسامح و دارا و راز با یک تیر دو هدف مقابل زدن آشنا نیستند.
به حاجی مرحوم عرض کردند بین علما در رؤیت هلال شوّال اختلاف است. گروهی مدّعیاند که ماه را دیدهاند و فردا عید رمضان است و جمعی اصرار دارند که فردا عید رمضان است و جمعی از اصرار دارند که فردا سلخ ماه صیام است. توپچی حیران مانده است تا چه کند؟ حاجی -البتّه پس از استخاره- فرمودند: «عیبی ندارد. بفرمایید توپ را درکند، امّا یواش».
صص. ۲۵ و ۲۶
به نقل از کتابِ « آشوب یادها»، علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، بهار ۲۵۳۶.
#کتاب_فارسی
#سعیدی_سیرجانی
#آشوب_یادها
#جملات_قصار
#مهدی_سیّدی_هۆژان
شێعر لای من