دیوارهای سه‌گانۀ محرمیّت

از هنگامیکه درست یا غلط حکومت ایران مذهب شیعه را رسمیت داد، تا حدودی يك نوع ثبات مذهبی و سیاسی در اینجا پدید آمد. و گرچه این سلسله خود پای این عَلَم به مرثیه‌خوانی نشست ولی لااقل اینجا وجه اشتراکی بین مرثیه‌خوانان بود که بین رجزخوان‌های دوره‌های قبل نبود و این آغاز دوره‌ای است که در ادامۀ آن عوام نمایش مذهبی را رسمیّت می‌دهند، درحالیکه نمایش غیرمذهبی را هم دورادور يدك می‌کشند. در سرزمین‌هایی مثل کشور ما تا وقتی که مذهب قویتر از دولت باشد مردم به حمایت از نمایش مذهبی می‌پردازند و تا وقتی که استبداد حاکم باشد نمایش غیرمذهبی را با تردید می‌نگرند؛ زیرا اگر نمایش مذهبی شامل برخی تصوّرات علوی آنانست نمایش غیرمذهبی تا به آن اندازه، نمایندۀ زندگی دنیایی آنها نیست. دستگاه حاکمه انعکاس آمال و نمایش کمبودها را مانع می‌شود و انتقاد را نمی‌پسندد و هر صدایی جز صدای دستگاه خود را خفه می‌کند؛ اینست که نمایش غیرمذهبی جایی برای گسترش ندارد، تماشاگر غیر حاکم را مأیوس می‌کند، او آن را به دلخواه نمی‌یابد و طرد و نفی می‌کند. نمایشگر در جست‌وجوی راهی به مسخرگی و دلقکی رو می‌کند و آواز ریشخند محیطش را از این جان‌پناه سرمی‌دهد که در این صورت مطرود مذهب است که او را دلقك و مطرب و بدكار و بدنام می‌خواند. به این ترتیب سیاست و عرف و مذهب، سه دیوار قطور محرمیّت را در برابر نمایشگر بالا می‌برند؛ هر گونه برخوردی با سیاست و مذهب و اخلاق جامعه محکوم است و نمایشگر چه بگوید که با این سه ربطی نداشته باشد؟ پس این نمایشگر است که محکوم است و تماشاگر تشنه برای دریافت هنری حقیقت‌پرداز و نقّاد است که محکوم است. در این حال محکومیّت نمایش حکم تقدیر نیست، حکم نامقدور است.

صفحۀ 21

منبع: نمایش در ایران، بهرام بیضایی، تهران: روشنگران و مطالعات زنان، چاپ دوم، 1379.

#کتاب

#بهرام_بیضایی

# نمایش

#انتشارات_روشنگران_مطالعات_زنان

#مهدی_سیّدی_هۆژان