در ستایش درک اندوه
در ستایش درک اندوه
بازیکنان حرفهای بریج به من میگویند که « همیشه باید پولی وسط باشد وگرنه کسی بازی را جدّی نمیگیرد». گویا حرفشان هم درست است. آوردۀ شما در این قمار- چه باور به خدا باشد، چه بیخدایی، چه خدای خوب و چه آن دیوانۀ کهکشانی، چه به زندگی ابدی یا خاموشی محض- جدّی گرفته نخواهدشد. اگر چیز زیادی برای از دست دادن نداشته باشید، و هرگز هم نمیفهمید که مسئله چقدر مهم بوده است مگر آنکه ریسک خیلی بالایی کرده باشید؛ زمانی که دیگر بحث یکی دو سکّه یا اسکناس مطرح نیست. بحث تمام داشتههایتان است اوضاع فرق میکند. فقط چنین قماری است که میتواند یک مرد را- حدّاقل مردی شبیه من را- با زلزلهای از بنیان تفکّرات کلامیاش و از مفهوم باورهایش بیرون بیاندازد. این مرد باید زمین بخورد تا عقلش سر جایش بیاید. فقط شکنجه است که حقیقت را بیرون میکشد. او فقط زیر شکنجۀ خود میتواند خود را بشناسد.
صص. 56-57
به نقل از کتاب« اِدراک یک اندوه، سی. اس. لوئیس، طاها صفری، تهران: گلگشت، 1399.
شێعر لای من