سروش حبیبی:

1-گمان می‌کنم مترجم برجسته بسیار داشته‌ایم که شادروان قاضی بی‌شک یکی از بهترین آنهاست و من سالها از لذت همکاری و مصاحبت با او برخوردار بوده‌ام او نه فقط در کار ترجمه برجسته بود، بلکه از حیث سجایای انسانی آدم کم‌نظیری بود. ص. 43

2-من از او( محمّد قاضی) خیلی چیز یاد گرفتم و همیشه نسبت به او احساس دین می‌کنم. ترجمۀ او را که می‌خواندی، احساس نمی‌کردی که ترجمه می‌خوانی. و این خیلی مهم است. شازده کوچولو را مرحوم شاملو هم ترجمه کرد ولی من اگر جای او بودم، این کار را نمی‌کردم. درست است که شاملو هم روان می‌نوشت، اما ترجمۀ قاضی چیز دیگری بود و ترجمه مجدد هیچ لازم نبود. ص. 44

3- سانسور در هنر نقش کُشنده دارد. خدا روح آدم را زنده و زایا و پویا و جویا خلق کرده. در قرآن واژۀ «متفکرون» به همان اندازۀ «مؤمنون» تکرار می‌شود. به درختان نگاه کنید. اگر یک شاخۀ آن را بزنید، چند نوشاخه از کنار آن برمی‌جوشد. در همسایگی ما خانه‌ای است که باغچه ای دارد و دیوار باغچه جلوی آن را گرفته است. درخت شاخه های خود را از فراز دیوار حاجب به بیرون فرستاده و بر پیاده رو گسترانده است، که روزهای بارانی چتری است برای بی‌چتران و تابستان سایبانی است برای خشستگان و تشنگان سایه‌جو. نیم‌وجب بتون کف پیاده رو همه شکافته است. زیرا جلوی رشد ریشه‌های درخت را گرفته و همین ریشه‌های نرم در عین آرامی این زره ضخیم را ترکانده و راه به فضای بیرون یافته‌اند. جایی که حال درخت بی‌روح این باشد، ذهن پویای آدمها جای خود دارد. جلوش را که بگیری حریص‌تر می‌شود. ص. 45

4-آقای نویسنده گفت: برای هر چیز بهتری‌شدن باید رمان خواند. اگر می‌خواهید پزشک یا فضانورد بهتری بشوید هم رمان بخوانید. بعد هم جمله‌اش را این گونه تکمیل کرد: اگر می‌خواهید انسان بهتری شوید، حتماً رمان بخوانید.

ص. 57

منبع: در همسایگی مترجم: گفتگو با سروش حبیبی دربارۀ زندگی و ترجمه‌هایش، نیلوفر دُهنی، چاپ اوّل، تهران: برج، 1403.