رابطه عزت نفس و مسئولیت پذیری
رایطه عزت نفس و مسئولیت پذیری
یک نکته مهم:
وقتی تاکید می کنم مسئولیت زندگی و سعادتمان بر عهده خود ماست هرگز منظورم این نیست که عوامل خارجی و حوادث و اتفاقات نمی توانند در این میان نقشی داشته باشد. این را هم نمی گویم که هر شخصی به طور کامل مسئول اتفاقاتی است که برای او می افتد.
من موافق این گفته نیستم که مسئول همه اتفاقاتی که برای شخص می افتد خود اوست. بسیاری از امور هستند که بر آن کنترلی ندریم. اگر خود را در قبال کارهایی که بر آن اختیاری نداریم مقصر بدانیم، عزت نفس خود را به مخاطره می اندازیم. وظیفه ماست که بدانیم چه اموراتی مربوط به من است و چه اموراتی مربوط به من نیست. اما باید به این نکته توجه داشته باشد که تنها آگاهی که بر آن کنترل ارادی دریم، آگاهی خود من است.
یک مثال:
در محل کار و در محیط های اداری به راحتی می توان تشخیص داد که چه کسانی در قبال خود مسئولیت دارند و چه کسانی از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند. کسی که در قبال خود احساس مسئولیت می کند با مسایل برخورد پویا دارد و حال آن که دیگران برخورد انفعالی می کنند.
وقتی مساله ای بروز می کند مردان و زنانی که در قبال خود احساس مسئولیت می کنند، می پرسند در این باره چه می توانم بکنم؟ چه اقداماتی می توانم صورت دهم؟ اگر مشکلی پیش بیاید از خود می پرسند: (چه موضوعی را فراموش کردم؟)، (کجا محاسبه ی اشتباه داشتم؟)، (چگونه می توانم مساله را اصلاح کنم؟) اشخاصی که احساس مسئولیت میکنند هرگز نمیگویند: (اما کسی به من نگفت)، (این وظیفه من نیست). کسی که احساس مسئولیت میکند دیگران را سرزنش نمی کند و آنها را مقصر جلوه گر نمی سازد. کسی که احساس مسئولیت میکند راه حل گراست.
در تمام سازمانها و موسسات با هر دو شخصیت روبه رو میشویم: گروهی که منتظرند تا دیگران مسایل آنها را حل کنند و گروهی که مسئولیت انجام دادن کارها را به عهده می گیرند. تنها در صورت حضور اشخاص از نوع دوم در سازمانهاست که به آنها امکان میدهد در کارشان به موفقیت برسند.
منبع: روانشناسی عزت نفس، ناتانیا برادن، ترجمه مهدی قراچه داغی، تهران» نخستین، چاپ نوزدهم، بهار 1398. ص. 137
شێعر لای من