مفاهیم حساس شده
مفاهیم حساس شده
مفاهیم حساس شده
چرایی خواندن ادبیات جهان
گەڕان لە دەوری سنە
مشعلی از فیه ما فیه حضرت مولانا
یکی گفت که: اینجا چیزی فراموش کردهام.
(خداوندگار) فرمود که:
در عالم یک چیز است که آن فراموش کردنی نیست. اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را به جای آری و یاد داری و فراموش نکنی و آن را فراموش کنی هیچ نکرده باشی. همچنانکه پادشاهی تو را به ده فرستاد برای کاری معین، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنان است که هیچ نگزاردی، پس آدمی در این عالم برای کاری آمده است و مقصود آن است، چون آن نمیگزارد پس هیچ نکرده باشد.
با سپاس از خانم آرزو حبیبی دانش آموز پایه یازدهم تجربی- فرزانگان ناحیه دو سنندج( به جهت پیشنهاد این مطلب)
گزین گفته ای از جنگ و صلح
فرزندان آدم عموما از دو قبیله اند: حاکمان و محکومان.
دسته حاکمان و خرسواران با درک موروثی عمیقی که از لذت سواری برده اند در بند موهومات دست و پاگیری از قبیل دیانت و وجدان و انصاف و اخلاق نیستند. نبوغ مردم فریبی ازهمان نخستین لحظات تولد به برکت شیر مادر و تربیت پدر در اعماق وجودشان ریشه می دواند و به سر منزل مقصودشان می رساند. فرزندان این طبقه همان بتهای عیاری هستند که با آرایشی به اقتضای زمان در صحنه روزگار ظاهر می شوند. اگر بازار دیانت رواج داشت بر قطر عمامه و طول تحت الحنک می افزایند و سنگ دین بر سینه می زنند اگر احساسات ملی به جوش آمده بود داغ وطن بی تابشان می کند و عشق بی امان مام، البته گرامی، میهن آرام و قرارشان می رباید. اگر امیدی به رونق کار چپ روان رفت، پرچمدار خلق پیشتاز می شوند و در غم بی آب و نانی توده های زحمتکش اشک حسرت می ریزند.
دسته دیگر طبقه محکومانند با طبایع متفاوت: گروهی اهل سواری دادنند و پشت خسته به پالان قضا سپردن: و گروهی با شعار فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم. در هوای چموشی کردن و سرانجام یا در اوان جوانی پیکر شکنجه دیده خود را به رگبار مسلسل و چوبه دار سپردن، بی آنکه در این برهوت جهل و تعصب پیش پائی روشن کرده باشند یا بعد از جوش و خروشهای بی حاصل به زاویه سکوت و سرماخوردگی خزیدن که از این سپس من و کنجی و گنج بی خبری یا به فیض عبرت آموزی از بازی روزگار با همه جوش درونی هم رنگ جماعت شدن و دیده را نادیده گرفتن و غالبا با خویشتن خود در کشمکش بودن.
صص.45-46
از کتاب در آستین مرقع. مجموعه مقالات سعیدی سیرجانی، نسخه بارگذاری شده در اینترنت: آوای بوف
یادداشتی سێهەم لە بیرەوەرییەکانی حاجی مامۆستا ئیمامی
ئاڵا هەڵکرا