رواشناسی توده‌ها نشان می‌دهد تأثیر قوانین و نهادهای فرهنگی، بر طبیعت دست‌نخودۀ توده‌ها چقدر اندک است و توده‌ها سوای عقایدی که به ایشان القا شده تا چه اندازه از داشتن استقلال رأی عاجزند. قاعده‌هایی که صرفاً بر قضاوت عقلانی مبتنی باشند، قادر به هدایت جامعه نیستند. آنها (توده‌ها) توسّط برداشت‌هایی که در نهاد آنها تزریق می‌شود می‌توانند اغوا شوند. مثالی بزنیم: قانونگذاری که قصد اعمال مالیات‌های جدید را دارد، آیا می‌تواند منصفانه‌ترین قانون مالیاتی را انتخاب کند؟البته خیر! امّا در عمل غیرمنصفانه‌ترین قانون مالیاتی برای توده‌ها بهترین قانون را تشکیل می‌دهد، فقط به شرط آنکه بی‌سروصدا جاری شود. مالیات یادشده هرگاه روزانه و دینار به دینار به قیمت اقلام مصرفی مردم اضافه شود به عادت‌های ایشان لطمه وارد نمی‌سازد و بر آنها تأثیر نمی‌گذارد، امّا اگر به جای آن، متناسب با دستمزدها یا سایر درآمدهای مالیاتی که پرداخت آنها به صورت یکجاست، ببندد، با سروصدای شدید توده‌ها مواجه خواهدشد. حتّی اگر سنگینی پرداخت آن یک دهم مالیات‌های غیرمستقیم هم نباشد.

پشت جلد کتابِ« رواشناسی توده‌ها»، گوستاو لوبون، ترجمۀ کیومرث خواجوی‌ها، تهران: روشنگران و مطالعات زنان، چاپ ششم، 1402.