نگران سرمایه تان نباشید
نگران سرمایه تان نباشید
ورودی بانک،
دوربین مداربسته،
یک قفل و سگهای نابسته اما دست و پا و گوش بسته؛
یک تدوین موازی.
نهایت اینکه: نگران سرمایه تان نباشید، همیشه در امان است.
و یادداشتی در بحث تشبیه:
« تشبیه
در سکانسی از یک فیلم معمولی پلیسی، مرد ثروتمندی را در باغ خانه اشرافی میبینیم که با کارآگاه خصوصی درباره به سرقت رفتن جواهرات موروثی اش مشغول حرف زدن است. در اثنای گفتگو، سگ نازپرورد مرد ثروتمند به نزدیک آنها می آید و مرد ثروتمند تکه چوبی را که سگ به دهان دارد میگیرد، و دست نوازشی به سروگوشِ سگ می کشد و به حرف زدن با کارآگاه ادامه میدهد. در خاتمه گفتگو مرد ثروتمند تکه چوب را به چند متر دورتر پرتاب میکند و فریاد می زند:
جیم! زود برو بیارش!
سگ دوان دوان به سمت چوب میرود و مرد ادامه میدهد:
از شما میخواهم که در پیدا کردن اموال مسروقه سرعت به خرج دهید.
این گفتگو و اتفاقات به ظاهر «عادی» صحنه، نوعی بیان تصویری و در واقع گونهای تشبیه مرکب است که در پرداخت شخصیت مرد ثروتمند و نشان دادن مقام و موقعیت کارآگاه خصوصی در چشم او سخت مؤثّر واقع می شود.
کارگردان در این سکانس در واقع رفتار مرد ثروتمند را با کارآگاه به رفتار وی با سگ نازپروردش، تشبیه کرده است. منتها نوعی تشبیه «ضمنی» که در نظر اول به چشم نمیآید و روال طبیعی روایت فیلم تلقی میشود. اما مخاطبی که با زبان سینما اندکی آشنایی داشته باشد متوجه کاربرد تشبیه و ابزار آن و همچنین هدف های تشبیه می شود.
سگ باید تکه چوب را بیاورد و کارآگاه جواهرات مسروقه را! کاراگاه به سگ و جواهرات مسروقه به تکه چوب تشبیه شده است زیرا کارآگاه در چشم مرد ثروتمند عنصری کوچکی است از بیشمار عناصری که ثروت او در اختیارش گذاشته و او باید آن را در جهت خواستههای خویش به کار گیرد. تکه چوب شاید بیمقداری جواهرات مسروقه را در مقایسه با ثروت مرد میلیاردر نشان می دهد و در ضمن این مطلب را نیز به ذهن القا میکند که پیداشدن جواهرات در زندگی یکنواخت از رفاه وی، بیشتر نوعی سرگرمی و هیجان است تا بازیافتن حقیقی اموالی که دزدیده شده است.
تمام این توضیحات را با زبان فشرده سینما در کمتر از یک دقیقه به بیننده القا می کند و بار این القا بر دوش «تشبیهی مرکّب» است که در صورت به کارگیری صحیح، قدرت القا و ایجاز شگفتآور سینما را بیش از پیش به رخ می کشد. تشبیه، یکی از شگردهای ادای معنی واحد به اشکال گوناگون در سینما و ادبیات است که به کار بیان موجز، ایجاد معانی جدید، تشدید تأثیر، ایجاد زیبایی و نظایر این اهداف، می آید.
برای پی بردن به قدرت تشبیه، کافی است عبارات یا سکانس های حامل تشبیه را از این پیرایه ادبی و هنری جدا کنیم تا ضعف در بیان، فقدان زیبایی و اطناب بیفایده، خود را به رخ ذوق ادبی و بصری ما بکشند.
به جملات زیر از گلستان سعدی توجّه کنید:
توانگر فاسق، کلوخه زراندودست و درویشِ صالح، شاهدِ خاک آلود. این دلقِ موسی مرقّع و آن ریش فرعون، مرصّع!
عقل در دست نفس، چنان گرفتار است که مرد عاجز در دست زن گربز!
بی هنران هنرمند را نتوانند که ببینند، همچنان که سگان بازاری سگِ صید را مشغله برآرند و پیش آمدن نیارند...
هر که علم خواند و عمل نکرد بدان ماند که گاو رانَد و تخم نیفشانَد».
به نقل از کتاب:
« مشت در نمای درشت( معانی و بیان ادبیات و سینما)»، دکتر سیّد حسن حسینی، تهران: سروش، چاپ چهارم، 1397.
صفحات ۷۳ و ۷۴
شێعر لای من