نادرشاه و یارانه های دینی و مذهبی*

یادداشتی از کتاب« تاریخ ایران در عصر افشاریه جلد دوم »

در بین النهرین آثار خدمات نادر هنوز پابرجاست و چون به دفعات عازم بغداد و از آنجا به نجف و کربلا و سامره شده بود، هر بار به صورتی ارادت خود را ظاهر نموده بود. کرت نخست در سال ۱1۴۵ هجری است که گذشته از تقدیم صدقات بسیار، قندیلی بر بالای قبه مقدسه حضرت علی نصب کرد و صحن و پیرامون آن همه جا را با فرشهای مناسب آراست.1

در همین سفر است که نادر به زیارت قبر ابوحنیفه رفت و هدایائی هم عرضه داشت. سپس به کربلا پا نهاد و صرف نظر از تقدیم اجناس نفیس و گلابتون مکلل به جواهر: «سطوح و جدار و ارکان دور دایره آن قبه عرش نشان را  به پرده های منقش بدایع آثار و رشته‌های مروارید آبدار زیب و زینت داده، چهارده قندیل طلای تمام عیار مدور و جواهرات از قبیل ران های زمرد و یاقوت و الماس و زبرجد بر آن نصب نمود... چهار قبه طلا به دور مرقد باصفا نصب و ساحت آن روضه خلدآیین را از فروش ابریشمی چون بهشت برین مزین ساخته»2 آنچه را که لازمه خدمت به زوار حرم بود به جا آورد.

 جز این ها، زنان حرم شاه نیز نذوری داشتند و به طوری که سنندجی می نویسد در سال ۱156 که وثیقه نامه نادری در بین النهرین تنظیم شد، شاه ایران به زیارت قبر امام اول شیعیان نائل آمد و از تذهیب گنبد مقبره آن بزرگوار که به دستور او صورت اتمام پذیرفته بود، دیدن کرد: « به همه جهت ده الف نقد اخراجیها تذهیب گنبد شده از سرکار حضرت آسیه سیرت گوهرشاد بیگم والده شاهزادگان کامکار نصرالله میرزا و امامقلی میرزا نهصدهزار نادری تحویل داده شده که صرف مرمت کاشیکاری دیوار صحن مقدس نمایند و شمامه مرصع به جواهر ثمین و مجمر طلای گرانبها وقف آستانه مقدسه ساختند.3

 البته نادر به پیروان ادیان دیگر هم بی اعتنا بود و طبق تقریرات آبراهام گاتوغیکوس، نهایت مهربانی را بوی و مسیحیان ابراز داشته بود. پس از نبرد اول مرادتپه که به احضار کلیه کشیشان ارمنی دستور داده بود، خود به زیارت اوچ کلیسا رفت و با اهدای یک هزار تومان، مقرر داشته نسبت به تعمیر آن اقدام نمایند و تعدادی قالی و نمد و فرشهای دیگر هم تقدیم کرد.4

 آخرین نکته در باب عمران و آبادانی مناطق مختلف ایران تعمیر آرامگاه حافظ شیراز است که پس از شکست اشرف افغان با حضور سردار در آن شهر اتفاق افتاد. و میرزا مهدی می‌نویسد که: «روزی در هنگام سواری عبور و مرور کوکبه منصور به تکیه گاه لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی اتفاق افتاده، در سر مزار از برای پیش آمد کار به دیوانش تفأل کردند، این غزل آمد:

سزد که از همه دلبران ستانی باج

چرا که بر سر خوبان عالمی چون تاج

ز چشم مست تو پر فتنه جمله ترکستان

به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج

دهان شهد تو داده به آب خضر بقا

لب چو نوش تو برده ز قند مصر رواج

 پس روان او را آمرزش داده و بقعه او را با زاویه متبرکه شاهچراغ امر به عمارت فرمودند.»5

             *انتخاب عنوان برای این یادداشت از من است.

1-عالم آرا، ص. 415-417.

2-همان، 425-428.

3-زبده التواریخ سنندجی، برگ 196-197.

4- عالم ارا، جلد1، ص. 633-635

5-جهانگشا، ص.94.

به نقل از کتاب تاریخ ایران در عصر افشاریه، رضا شعبانی، تهران: سخن، جلد دوم،  1388

صص.732-734