اسارت از نوعی دیگر
اسارت از نوعی دیگر
این جستجو از آن لحظه آغاز می شود که هک پس از پیوستن به جیم در جزیره جکسون و سر و گوش آب دادن با لباس دخترانه در شهر سنت پترزبورگ به جزیره برمیگردد و به جیم هوشیار هشدار می دهد که «... دارند می آیند دنبالمان!» باید توجه کنیم که هک نمی گوید «دنبالت». میگوید «دنبالمان». در واقع کسی به خود هک کاری ندارد، ولی از این لحظه به بعد سرنوشت خود را با جیم- برده فراری -گره می زند. هک به طور طبیعی و غریبی چنین احساس می کند که تا زمانی که دوست و همسفرش اسیر است خود او هم اسیر خواهد بود. به عبارت دیگر در دایره روابط برده داری هر سفیدپوستی نیز که دارای ساده ترین سجایای انسانی باشد در اسارت به سر می برد- و البته رها کردن سجایای انسانی هم آزادی نیست، بلکه بدترین نوع اسارت است. بنابراین این جستجوی آزادی در این سرگذشت تنها برای گریزاندن جیم از چنگ میس واتسون نیست، بلکه برای گریز از روابط برده داری است.
صفحه ۱۴۱
از کتاب «از این لحاظ» نوشته نجف دریابندری. تهران: کارنامه، 1399 ، چاپ سوم.
از مقاله« سفر بی سرانجام هک فین»
شێعر لای من