اندوه بزرگی است چه باشی؛ چه نباشی.
اندوه بزرگی است چه باشی؛ چه نباشی.
دوست همکار هنرمند بزرگواری در صفحه فیسبوکشان پُستی بسیار کوتاه نوشته بودند با این مضمون که بیمار هستند و دارای نشانه هایی. اگر یارو بود پس من دیگر نیستم و اگر یارو نبود این پُست را پاک می کنم.
هر چند ساعت یکبار به صفحه فیسبوکشان نگاه می کردم که ببینم این پُست را پاک کرده اند یا نه. یا یارو وجودش نازنیشان را از صفحه پَست( به معنای لغوی دنیا نه با بار ارزشی آن) روزگار پاک نموده اند.
امروز بالاخره ایشان آن پُست را پاک کردند. با این حساب هنوز در این کره ی پَست خاکی تشریف دارند.
اما غرض از این مقدمه این بود که نبایستی هر ایده، هر نگرانی و هر جریانی را نوشت. چرا که این یادداشتهای کوتاه، تبعات فراوانی در پی خواهدداشت. این جرقه های کوچک آتش بزرگی به پا می کنند. مگر این چند روزه و در این چند ساله زاگرس را همین جرقه ها خاکستر نکرده است.
پس به خاطر آنهایی که دوست دارند باشی؛
و باز به خاطر آنهایی که دوست ندارند باشی؛
باز هم بمان. باز هم بنویس و باز هم ثبت کن.
( این مطلب را به فارسی نوشتم تا آن را نخواند.)
خلاصه این که:
اندوه بزرگی است چه باشی؛ چه نباشی.
بستگی به مخاطبت دارد.
شێعر لای من