تعریف توده از دیدگاه بودریار

کل منظومه آشوبناک امر اجتماعی حول محور این مصداق اسفنج گون، این واقعیت مات اما به همین سان شفاف، این نیستی، می گردد: توده ها. توده ها این گوی های بلورین آماری، در تصویر ماده و عناصر طبیعی، با روندها و جریان ها پیچ و تاب میخورند. آنان دست کم برای ما این گونه جلوه می کنند. توده ها می توانند مسحور بوده، و امر اجتماعی همچون الکتریسیته یی ثابت آنان را در خود بگیرد؛ اما توده ها اغلب، دقیقاً، نقش یک اتصال زمین را ایفا می کنند، یعنی که ، کل الکتریسیته امور اجتماعی و سیاسی را به خود جذب کرده و برای همیشه خنثا می کنند. توده ها نه رسانای شایسته امر سیاسی اند ، نه رسانای شایسته امر اجتماعی، و نه رسانای معنا در کل، همه چیزی از توده ها جریان گرفته، همه چیزی توده ها را به خود جذب کرده، اما بی گذاشتن رد پایی از خود در سراسر آنها پخش می شود. و، در نهایت، هر تمنایی از توده ها همیشه بی پاسخ مانده است. توده ها تابشی ندارند؛ برعکس، توده ها تشعشعات ساطع شده از منظومه های دور "دولت"، "تاریخ"، "فرهنگ"، و "معنا "را به خود جذب می کنند. توده ها سکون، توان سکون، توان امر خنثای اند.

از این نظر، توده مشخصه مدرنیته ماست، پدیده یی به شدت فروپاشنده، فروکاست ناپذیر برای هر نظریه و رویه سنتی، و حتا شاید برای هر نظریه و رویه یی.

صص. 43-42

از کتاب: در سایه اکثریت های خاموش، ژان بودریار، ترجمه پیام یزدانجو، تهران، مرکز، 1387