کلامی از کالوینو
کلامی از کالوینو
مکتوب مقدّسی که شرایط نوشته شدن آن را بیش از بقیّه می دانیم، کتاب مقدّس است. مابین کلام و کتاب دست کم دو واسطه است: پیامبر به کلام گوش می داده و بعد آن را به کاتبان اش دیکته میکرده. روزی که یکی از یاران او کاتب اش بود( به قول کسانی که زندگینامه اش را نوشته اند) پیامبر میان یک جمله مکث میکند. کاتب با آگاهی پایان جمله را به او یشنهاد میکند. پیامبر حرف کاتب را به مثال کلام مقدّس پذیرفت. این کار کاتب را به خشم آورد و از پیامبر روگردان شد و ایمانش را از دست داد.
کاتب اشتباه می کرد چون در واقع همین ساخت و بافت جمله بود که به عهده ی او گذاشته شده بود.
با او بود که ارتباط درونی زبان مکتوب، دستور و ترکیبات آن را مراعات کند تا بتواند پذیرای سیلان فکری باشد که بیرون از کلّ زبان و پیش از این که به کلام درآید جاری شده بود. کلامی سیّال چون کلام پیامبر.
خداوند از لحظه ای که تصمیم می گیرد خود را در مکتوبی آشکار کند حتماً به یاری کاتب نیاز دارد. پیامبر این را میدانست و این امکان را به کاتب داد تا جمله اش را تمام کند. امّا کاتب به توانایی های خود آگاه نبود از خدا روگردان شد چون فاقد ایمان به نوشته بود.صص. 222 و223)
نام کتاب: اگر شبی از شبهای زمستان مسافری
نویسنده: ایتالو کالوینو
مترجم: لیلی گلستان
انتشارات آگه، چاپ سیزدهم، 1393
شێعر لای من