نامه­ای از ابراهیم یونسی

توضیح: دانش آموز دبیرستان علم و ایمان- آنجا که معاندان بی علم و بی ایمانش می خواندند- بودم به شدّت در پی کشف مجهولات و خود را یافتن و شناختن و دست در هر کس و شاخه و درختی زدن.

یکی از این کارها مطالعه و گاهی هم نامه نوشتن به ناشر و گرفتن آدرس نویسندگان و مترجمین کتاب ها بود و یکی از این بزرگواران هم مرحوم ابراهیم یونسی بود.

 برخی کتابهایش را خوانده بودم و از اینکه یک نفر کرد توانسته اینگونه کتابهایی ترجمه کند به خود می بالیدم که بله ایشان کرد هستند و ما هم کرد.

(( چند سال بعد در کلاس دکتر عابدی با زانوی ادب نشسته بودم. ایشان درباره ی دکتر شریعتی بحثی مطرح کردند که ناگاه دانشجویی تازه وارد درآمد که بله استاد بنده با ایشان همشهری هستم.

 استاد دکتر عابدی هم با آن لبخند همیشگی و کلمات و جملات ایهام دارش فرمودند:

راستی می دانید که آیت الله بروجردی، مهوش و شعبان بی مخ هر سه بروجردی اند.))

بله ما هم افتخار می کردم که ایشان کرد هستند و ما هم کرد.

اوّلین نامه ای را که فرستادم خیلی زود جواب دادند. دانش آموزی دبیرستانی باشی و از مترجمی بزرگ در تهران نامه ای دریافت کنی مگر در زمین و آسمان سر سوزنی پیدا می شود که قرار گیری؟!

            همراه نامه کتاب اسپارتاکوس ترجمه ی خودشان هم بود.

اصل نامه را که هنوز بعد از بیست سال دارم و چون کاغذ زر با خود می برم و اسپارتاکوس هم هنوز نه روی صلیب که در کتابخانه جایش همیشه محفوظ است البته با امضای مترجم مرحوم.

یکبار این کتاب را از سر غفلت - به رسم امانت به دوستی رسول نام داده بودم. تا آن را برگرداند دل بر قرار و بر جای نبود.

            در اینجا متن نامه­ی ایشان را برای شما هم به عنوان یاد و یادگاری از آن بزرگوار می آورم. اگر بگویم جایش خالی است سخنی به گزاف گفته ام چرا که همیشه حضور دارند. تا وقتی کرد زنده است ایشان هم زنده هستند چرا که بخش مهمی از تاریخ کرد و رهبران کرد را او روایت کرده است.

امّا این سخن نه گزافه است نه مدحی توخالی اگر بگوییم وی خدمتی کرده است در حدّ همان رهبران سیاسی کرد که خود درباره شان نوشته و ترجمه کرده است.

*************

اصل نامه:

10/10/1370

فرزند عزیز با سلام و آرزوی تندرستی. نامه ی مورخ 23/9/1370 را چندی است دریافت داشته ام. گرفتار بودم که دیر پاسخ دادم و می بخشی اگر به فارسی پاسخ می دهم.

از ابراز محبّت آن عزیز بسیار سپاسگزارم و برایت آرزوی موفقیت می کنم. چشم ما و امید ما به موفقیت شما عزیزان و خدماتی است که که به توفیق خداوند در حق هموطنانتان انجام خواهید داد. آفتاب عمر ما دیگر به قول معروف بر لب بام است شما هستید که باید زندگی کنید و اگر فکر می کنید نسل من، امثال من، گامی در جهت اعتلای فکر مردم وطنشان برداشته اند راهشان را دنبال کنید و به توفیق خدا به نتیجه بهتر برسید.

نوشته بودی به ادبیّات کردی و انگلیسی علاقه مندی و پرسیده بودی چه بکنی تا در این عرصه موفّق باشی.

من طبعاً همان پاسخی را به شما میدهم که همیشه به این پرسش ها میدهند:

کار، کوشش، پشتکار، مداومت در کار. خواندن باز هم خواندن با دقّت. در هر عرصه ای بی کوشش بار به جایی نمی رسد. حال خواه این عرصه در پس برنامه ای باشد یا مطالعه ی ادبی در سطوح بالا یا آموختن زبان انگلیسی. در آموختن زبان ( به ویژه ) تکرار و استمرار از شرایط اصلی و اساسی موفقیت است.

نشانی آقایان مترجمانی را که خواسته بودی متاسفانه مقدورم نیست. چون رسم بر این جاری است که چنین کاری با اجازه ی صاحب نشانی باشد. امّا می توانم یک راهنمایی به شما بگم: به نشانی ناشر آثارشان که قطعاً پشت جلد کتابها مندرج است برایشان نامه بنویسید و مستقیماً از خودشان بخواهید.

عکس خودم را آماده نداشتم برای اینکه دست خالی نباشم یکی از ترجمه هایم را فرستادم که به یادگار در کتابخانه تان نگهدارید.

 سلام مرا به پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده ات برسان.

ابراهیم یونسی

10/10/70