يوسا در سه سكانس و هشت نما
اتّفاقي كه بايد سالها پيش مي افتاد
ماریو وارگاس یوسا برنده نوبل ادبیات 2010 شد.
يوسا در سه سكانس و هشت نما
يوسا از زبان خودش :
1- اگر میخواهیم در آینده در آزادی زندگی کنیم، ادبیات خوب ضروری است.
2- ادبیّات شهروندان را میپروراند تا دیگر به آسانی توسط حاکمان و مسؤولان به بازی گرفته نشوند. هیچچیز مانند ادبیات خوب نمیتواند روح جامعه را بیدار کند؛ بههمین دلیل اولین اقدام حکومتهای دیکتاتوری، اعمال سانسور و محدودیت است.»چنین دولتهایی سعی در کنترل زندگی ادبی دارند؛ چون از نگاه آنها، خطرهای بالقوه برای حکومتشان در زندگی ادبی نهفته است.»
3-دوست دارم کتابها بر روی کاغذ به چاپ برسند تا در اینترنت. در عصر کتابهای الکترونیکی و دیجیتالی، چیزهای ارزشمندی ممکن است از دست بروند. امیدوارم فناوریهای جدید منجر به پیش پاافتادگی محتوای کتابها نشود.»
4-نسلهای جدید را باید به مطالعه تشویق کرد. آنها باید بدانند که ادبیات فقط دانش و وسیلهای برای رسیدن به ایدهها و مفاهیم مشخص نیست؛ بلکه یک لذت فوقالعاده است. همشهریآنلاین
يوسا از زبان من :
5-اوّلين بار با يوسا ازطريق يكي از مقالاتش در مجلّه ي نگاه نو آشنا شدم . خواندن اين مقاله هم مرا به خواندن جامعه ي باز و دشمنان آن از پوپر واداشت و هم به گشت و گذاري يكساله در آفكار پوپر و رولان بارت و گشت و گذاري چندين و چندساله در آثار خودش .
6-اوّلين رماني را كه از يوسا خواندم جشن بز نر بود . چهره ي ديكتاتور آنقدر دقيق و از نزديك توصيف شده بود كه گويي تمام ديكتاتوران دنيا در وجود حاكم تروخيو مجسّم شده بودند.سپس كتاب هاي ديگرش چون : چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟ ، زندگی واقعی الخاندرو مایتا، واقعيّت نويسنده و چرا ادبیات؟ و اين آخرين كه دربرگيرنده ي سه مقاله ي كوتاه يوساست درباره ي ادبيّات و آزادي .. كه مترجم خوبي چون عبدالله کوثری با نثرش زيبايش آن را خواندني و ماندني كرده است .
و اين هم قسمتي از اوّلين مقاله ي اين كتاب :
ادبیّات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند و برای آنان که از زندگی بدانگونه که هست راضی هستند ، چیزی ندارد که بگوید. ادبیّات خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است ، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند .
ادبیّات جدا از آنکه نیاز ما را به تداوم بخشیدن به زبان و فرهنگ برآورده می کند ، کارکردی بس مهم تر در پیشرفت انسان دارد و آن اینکه به ما یادآوری می کند که این دنیا دنیای بدی است و آنان که خلاف این را وانمود می کنند یعنی قدرتمندان و بختیاران به ما دروغ می گویند نیز به یاد ما می آورد که دنیا را می توان بهبود بخشید و آن را به دنیایی که تخیّل ما و زبان ما می تواند بسازد ، شبیه تر کرد . باری برای شعله ور کردن آتش این همه ناخشنودی ازهستی ، هیچ چیز کارآتر از مطالعه ی ادبیّات خوب نیست . برای شکل بخشیدن به شهروندان اهل نقد که بازیچه ی دست حاکمان نخواهند شد و از تحرّک روحی و تخیّلی سرشار برخوردارند هیچ راهی بهتر از مطالعه ی ادبیّات خوب نیست .
دنیای بدون ادبیّات مهترین خصلتش سازگاری وتن دادن انسان به قدرت است . از این حیث دنیایی مطلقاً حیوانی است . غرایز اصلی تعیین کننده ی رفتار روزانه می شوند و جایی برای روح باقی نمی ماند .
يوسا از ديد ديگران :
7- عبدالله کوثری: آکادمی نوبل با انتخاب بارگاس یوسا برای خود اعتباری دوباره به دستآورد.برخی نهادها از افراد اعتبار میگیرند، همچنانکه بخش ادبیات جایزه نوبل که چند سالی بود با انتخاب برخی نویسندگان نه چندان نام آشنا، صدای خودیها را هم بلند کرده بود، با انتخاب دیرهنگام وارگاس یوسا، در واقع به خود احترام گذاشت و حرمتش را برکشاند و اعتبار تازه برای خود کسب کرد.
8- آکادمی نوبل : یوسا خالق آثاری است که در آن به «ترسیم پیکرههای قدرت» پرداخته و نگاه نافذی به «مقاومت، طغیان و شکست فردی» دارد.
شێعر لای من