روزی روزگاری معلّم واد کلاس می شود اما دانش آموزان همگی درعالم خود هستند.

 برای ساکت کردنشان از توپ و تشر استفاده می کند ومی گوید:

انگار بهار است و همه جا سرسبز و سبزه سر برون آورده.شما هم خوشحالید و کیفتان به راه؟

دانش آموزی منظور معلّم را می فهمد و در جواب می گوید:

امیدوارم شما هم خوشحال باشید.

معلّم که از خبط خود آگاه می شود ساکت می شود چیزی نمی گوید.

جلسه ی بعد هم این ماجرا تکرار می شود اما با بار معنایی مثبت.

این بار می گوید کلاس شما چه گلستانی شده است و چه گلهایی در این گلستان هستند!!

دوباره همان دانش آموز در جواب می گوید : البتّه در بهار شما.

الان این معلّم همچنان تدریس می کند و از این مباحثه چیزهایی یاد گرفته است که درهیچ کتابی نخوانده بود وبا تاف باید گفت این دانش آموز روستایی از مدرسه رفت و به قول رسول پرویزی در داستان عینکم تهیه ی نان سنگک را بر خواندن تاریخ و ادبیات رجحان داد.

از این واقعیت چندین نتیجه ی اخلاقی می توان گرفت. شما هم اگر نظری دارید بنویسید تا به نتایج اخلاقی مطلب اضافه شود .

1-     همیشه از کلماتی استفاده کنیم که بار معنایی مثبتی داشته باشند.

2-     هر عملی عکس العملی متناسب با آن را دارد.

3-     همیشه استثنائاتی در کلاس وجود دارد.

4-      گاهی جای معلم  و دانش آموز می شود.

5-      ...

6-      ....

7-      ....

8-      ....