جزیره، تنهایی و کتاب
در غرب نظرخواهی بسیار محبوبی دارند که هر ساله تکرارش میکنند تا بدانند به نظر شما کدام کتاب نویسندگان دیگر مهمترند.
جملۀ نظر خواهی چنین است:
«اگر ناچار باشید تنهایی به یک جزیره بروید چه کتابهایی همراهتان میبرید؟»
این پرسش از نظر من سخت خوشخیالانه است.
اگر ناچار میبودم به جزیرهای بروم دیگر حق انتخاب و اجازه نمیداشتم حتّی یکی از کتابهایی را که میپسندم به آنجا ببرم زیرا همهشان پیشاپیش ممنوع بودند. حتّی شاید درست به دلیل اینکه چنین کتابهایی میپسندیدم و محتوایشان را پیش خودم نگه نداشته بودم ناچار بودم به جزیره بروم، برای گوشمالی بابت همان کتابها. امّا اگر ناچار نمیبودم به جزیره بروم و به خواست خودم به آنجا میرفتم میتوانستم هر وقت خواستم جزیره را ترک کنم و به دلخواه بیایم و بروم و هربار کتابهای دیگری بردارم و یا در جزیره بمانم و بسپارم برایم کتاب بفرستند. در سخن روشنفکران غرب از کلمۀ جزیره بوی خوش آزادی به مشام میرسد؛ جزیرهای که در آن قاعدۀ وظیفه و قانون برچیده شده است. اگر در چنین جزیرهای کتاب خوب هم بخوانی که دیگر نوبر است. بدیهی است که کار فقط به کتابهای خوب ختم نمیشود بلکه شامل لباس خوب و اسباب آرایش خوب و خوراک خوب و تن درست و داروهای مناسب و پیشگیرانه هم هست.
گردانندگان نشریههای غرب که هرگز دستگاهِ سرکوب چوب لای چرخ زندگیشان نگذاشته چه نیازی دارند به این که یک نظرخواهی را با گزندگیِ تحوّلخواهانه بزک کنند؟ البته که خبر دارند قدیم برای جذامیها و طاعونزدگان جزیرههایی اختصاصی بود. زندان جزیرهها وجود داشته و دارند. نلسون ماندلا را در یک جزیره حبس کرده بودند. اوجالان رهبر، پ.ک.ک، تنها ساکن یک زندان جزیره است. سلطهجویان آب را کمربندی مناسب برای محافظت و منزوی کردن افراد دانسته و در این کار به خدمت گرفتهاند؛ اما هنوز که هنوز است از نظر روشنفکران غرب ناچار از رفتن به جزیرهبودن چیزی سرشار از آزادی فردی است. نه کلمۀ جزیره و نه ناچاری آنان را برنمیآشوبد. در جملهای که مبنایش آزادنبودن است از آزادی در تصمیمگیری میپرسند. کلهشان پر از کتاب است امّا هیچ کتابی یک کلمه از آزادنبودن به ایشان نیاموخته است.
صص. 136-137
منبع: شاه کرنشکنان میکشد، هرتا مولر، ترجمۀ امیر معدنیپور، تهران: برج، 1403.
شێعر لای من