قدرت تلافی به مثابۀ بازدارندگی
قدرت تلافی به مثابۀ بازدارندگی
مردم مرا به سوی خرابه ها می کشیدند و می گفتند: «بیاییدو بیائید ببینید.» حفرهای به قطر 40 متر و عمق 6 متر در زمین ایجاد شده بود. در کنار این حفره بنای کوچکی بود که برپای ایستاده بود درحالیکه عمارات اطراف به کلّی ویران شده بود. در آستانۀ درِ شکستۀ این بنا، مرد جوانی که دست زن و سه فرزند خود را گرفته بود ایستاده بود. به وی و خانواده اش صدمه ای نرسیده بود ولی ترسیده بودند. آنها در هنگام انفجار بمب در چند قدمی خانه شان در خانه بوده اند و از اینکه می دیدند زنده اند متعجّب گشته بودند. همسایگان آنها به ایشان به نظر مخلوقات عجیبی می نگریستند. وقتی ما سوار اتومبیل شدیم، فریاد جمعیت به گوش می رسید که همه یک زبان می گفتند: «اینها را تلافی کنید. اکنون نوبت آنهاست. من در همان لحظه تصمیم گرفتم که تقاضای آنان را عملی کنم و به این وعده وفا کردم. شهرهای آلمان ده ها بار به شدّت بمباران شد و هرچه قدرت ما بیشتر می شد انفجار بمبها در برلن و سایر شهرهای آلمان قویتر میگشت.
آری ما کارهای آنان را تلافی کردیم و خیلی هم بیشتر تلافی کردیم.
ای بشریّت بدبخت!
ص. 451
به نقل از کتاب خاطرات جنگ جهانی دوم، وینستون چرچیل، ترجمۀ تورج فرازمند، تهران: نیل، 1361.
شێعر لای من