پاراگراف آخر کتاب خاطرات بی نظیر بوتو
پاراگراف آخر کتاب خاطرات بی نظیر بوتو
برخی ممکن است درک نکنند که چه چیزی در این راههای فرعی ناشناخته و بالقوه خطرناک زندگی ام مرا به جلو میراند. انسانهای بسیاری ایثارگری کرده اند. انسانهای بسیاری مرده اند و انسانهای بسیاری مرا تنها امید باقی مانده خود برای آزادی میدانند. بنابراین توقف نبرد و مبارزه برای من جایز نیست. کلام دکتر مارتین لوترکینگ را به خاطر می آورم: « زندگی ما همان روزی به پایان میرسد که ما در مقابل اتفاقاتی که جلوی چشمانمان به وقوع می پیوندد، ساکت بمانیم» با ایمان به پروردگار، زندگی خود را در دستان مردم می نهم.
ص. 556
به نقل از کتاب بی نظیر بوتو: دختر شرق( خاطرات)، ترجمۀ علیرضا عیّاری، چاپ ششم، تهران: اطّلاعات، 1393
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 20:52 توسط مهدی سیدی
|
شێعر لای من